![]() |
![]() |
|
| من در جستجوی او تنها به رویاهایم رسیده ام |
|
براي از تو گفتن خيلي دير است ديگر نه آسمانی برايم مانده نه تویی كه آسمان را در چشمهايت ببينم ونه ستاره اي كه در شبهاي انتظارم نشمرده باشم براي از تو گفتن خيلي دير است تو باز نمي گردي و غروب هيچ گاه از پنجره خانه پاك نخواهد شد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم آذر 1388ساعت توسط فرزانه |
|
|
هیچ چیز سر جایش نیست وقتی دلتنگی تمام زندگی ات را پر می کند و تو آواره ی جهان می شوی آواره ی نگاهی که می دانی دیگر در قاب هیچ چشمی ظاهر نخواهد شد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت توسط فرزانه |
|
|
به پایان رسیدیم اما نکردیم آغاز فرو ریخت پرها نکردیم پرواز ببخشای ای روشن عشق بر ما ببخشای
شفیعی کدکنی |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم مهر 1388ساعت توسط فرزانه |
|
|
قرار نیست تنها مرگی باشی برای تک درخت حیاط
یا مسافری خسته که دور پای ساقه های مهر گیاه می پیچد
ویا دستی که از شاخه برگ می چیند
قرار نیست بیایی بی قرار مان کنی بروی خاطرات کهنه را مرور کنی
قرار نیست یاد باشی یادی شیرین از یک غروب سرد و خیابان هایی که گام های خیس او را حس می کرد و تمام حسرت من به باد که به گونه های او می خورد
قرار نیست نفس هایت عطر او باشد
قرار نیست تنها من و تو از کوچه بگذریم
آه...
چه قدر بوی مرگ می دهی پاییز
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت توسط فرزانه |
|
|
سلام دوستان حسین منو به یه بازی دعوت کرده منم شما رو دعوت می کنم .مطلبی در مورد پاییز بنویسید و روز اول پاییز در وبلاگتون بگذارید.
*** حوالی پاییز پیدایم کنید دهان گشوده برای آخرین شعر |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت توسط فرزانه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تمامی دوستت دارم هایت را در کنار تمامی دوستت دارم هایم (که نگفتمشان) روی صفحه آخر تقویمم نوشتم. زمان، عاشق تو شد و من عاشق تمامی حرف های عاشقانه ای که هیچگاه بر زبان جاری نمی شوند |
| نوشته های پیشین |
|
88/09/01 - 88/09/30 88/08/01 - 88/08/30 88/07/01 - 88/07/30 88/06/01 - 88/06/31 88/05/01 - 88/05/31 88/04/01 - 88/04/31 88/03/01 - 88/03/31 |
| پیوندها |
|
شیدا خاطر دیوار شب خط سوم حسین تارا حریر ماه بی تردید (رادمهر) آقای پشت پنجره بارانی ترین لحظه ها |
|
RSS
|